شعرهای نزار قبانی

شعرهای نزار قبانی

شعرهای نزار قبانی با ترجمه دکتر یدالله گودرزی
شعرهای نزار قبانی

شعرهای نزار قبانی

شعرهای نزار قبانی با ترجمه دکتر یدالله گودرزی


هنگامی که خداوند به هر مردی زنی بخشید

و تو را به من داد
دریافتم که آشکارا هوای مرا دارد!
زیرا به من شراب داد
و به دیگران گندم،
به من حریر پوشانْد
و به دیگران پنبه،
به من گُل بخشید
و به دیگران ، ساقه!

#نزار_قبانی ترجمه #یدالله_گودرزی  (شهاب)

« روز خواهد شد »



روز خواهد شد
و درآن تورا دوست حواهم داشت،
روز خواهد شد
پس نگران نباش اگر بهار
تاخیر کرده است
و غمگین نباش اگر باران
متوقف شده است.
بناچار رنگ آسمان تغییر خواهد کرد
و ماه بر مدار می گردد،
روز خواهد شد!

روز خواهد شد
آن روز خواهم دانست چرا تمدن، زنانه است
و چرا شعر، زنانه است
و چرا نامه های عاشقانه زنانه هستند
و چرا زنان، هنگامی که عاشقند
به گنجشک و نور و آتش
بدل می شوند!
*
روز خواهد شد
لباس های بدوی را بر می افکنم
تا اصولِ گفتگو را بیاموزم!
*
روز خواهد شد
و آن روز، دوره ی انحطاطم را رها می کنم
و برای تو کلماتِ زیبا می نویسم
و مرزهای واژه را پشت سر می نهم
و شیشه ی کلام را می شکنم!
*
روز خواهد شد
آن روز، احساساتم را هدایت می کنم
غرورم را سرمی بُرم
و میراثِ تعصبِ قبیله ای را از درونم می شویم
و قیام می کنم
علیه پادشاه.

روز خواهد شد
سربازانم را مرخّص،
و اسبانم را رها می کنم
فتوحاتم را پایان می دهم
و به مردم، اعلام می کنم:
رسیدن ِ به ساحل ِ چشمهایت
بزرگترین پیروزی است!

  
#نزارقبانی برگردان #دکتر_یدالله_گودرزی 

#شعر_جهان



می خواهم دوستت بدارم، بانویم!
تا سلامتی خودم
و واژه هایم را بازیابم
واز چرخه ی آلودگی به درآورم
آنچه دور دلم را گرفته است
چرا که زمین بی تو
دروغی بزرگ
و سیبی گندیده است
!

#نزار_قبانی ترجمه #دکتر_یدالله_گودرزی

عشقی بی نظیر برای زنی استثنایی

بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم می‌دهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر؟!
زنی بی نظیر چون تو
به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد
به عشق های استثنائی
و اشکهای استثنایی…

بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم می‌دهد
این است که برای گفتن از تو، ناقص است
و «نویسندگی »هم نمی تواند تورا بنویسد!
تو زنی دشوار و آسمان‌فرسا هستی
و واژه‌های من چون اسب‌های خسته
له له می‌زنند
و عبارات من برای تصویر شعاع تو کافی نیست

مشکل از تو نیست!
مشکل از حروف الفباست
که تنها بیست و هشت حرف دارد
و ازاین رو برای بیان گستره‌ی زنانگی تو
ناتوان است!

بیشترین چیزی که درباره گذشته‌ام با تو آزارم می‌دهد
این است که با تو به روش بیدپای فیلسوف برخورد کردم
نه به شیوه‌ی رامبو، زوربا، ون‌گوگ و دیک الجن و دیگر جنونمندان
با تو مثل استاد دانشگاهی برخورد کردم
که می‌ترسد دانشجوی زیبایش را دوست بدارد
مبادا جایگاهش مخدوش شود!
برای همین عذرخواهی می‌کنم از تو
برای همه‌ی شعرهای صوفیانه‌ای که به گوشت خواندم
روزهایی که تر و تازه پیشم می‌آمدی
و مثل جوانه گندم و ماهی بودی
از تو به نیابت از ابن فارض، مولانای رومی 

و ابن عربی پوزش می‌خواهم

اعتراف می کنم تو زنی استثنایی بودی
و نادانی من نیز
استثنایی بود

اکولالیا | #نزار_قبانی
ترجمه از دکتر یدالله گودرزی

از یک شعر بلند


روز خواهد شد
آن روز درمی یابم چرا تمدن، زنانه است
و چرا شعر، زنانه است
و چرا نامه های عاشقانه زنانه هستند
و چرا زنان، هنگامی که عاشقند
به گنجشک
و نور 
و آتش بدل می شوند!


 #نزارقبانی برگردان #دکتر_یدالله_گودرزی